سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

ساده رنگ

زندگی را ورق بزن

میان زمین و هوا(افتادن!)

دیروز

رنگ رخسارت نیامده

از قفس چهره ات

پرید

دیروز

قلبت در آستانه ورودی 

خانه احساساتمان

ایستاد

دیروز

من بودم و تو

و امیدی

که کف دستهایمان

از شدت آتش دلت

ذره ذره آب می شد

نشسته بودی

میان زمین و هوا

تاب میخوردی

با کاسه های چه کنم

و مثل

خواب های همیشه ات

پرت می شدی

از بلندی هایی

به اندازه ترس های تو خالیت!

راه افتاده بودی

از گوشه و کنار دلت

شجاعت جمع می کردی

برای گفتن یک چیز

اینکه :نمی توانم

لحظه ای حتی

غم به چشمانت

ببینم!


+ نوشته شده در یکشنبه 91/9/12 ساعت 7:47 صبح توسط راحیل نظر