سفارش تبلیغ
بررسی مالکیت دامنه هاست ایران

ساده رنگ

زندگی را ورق بزن

سمفونی زندگی

اگر همه بالا و پایینی های زندگی را نت موسیقی تصور کنی...چه صدای گوش خراشی می شود! ولی اگر برای هر کدام قطعه ای بسازی می شود سمفونی زندگی!

برای همین است که باید هر کدام از اتفاقات را جدا جدا نگاه کرد.باید برای هر کدام جداگانه تفکر کرد و درس ها را یکی پس از دیگری پاس کرد. 

هر وقت وهر سال وقتی به پشت سر نگاه میکنی ، تازه متوجه می شوی یک آدم دیگری شده ای. و همیشه میگویم "باورت نمی شود این تو بودی که این ها را پشت سر گذاشتی"

چه زیبا رد همراهی خدا و صبر را در زندگی ،جاری میبینی...

این خداست که سمفونی زندگی را این گونه رقم زده است....هر قطعه را به هنرمندی بنواز...


+ نوشته شده در دوشنبه 94/9/30 ساعت 4:20 صبح توسط راحیل نظر


سمع الله...

الله اکبر...

سلام خدای مهربان من

تو خود حال این روزگار من را بهتر میدانی

میدانی که فهمیده ام "صبر " را باید تمرین کنم.امروز  که او مرا ناراحت کرد و من چیزی نگفتم.و بعد خندیدم به این که در برابر چه چیزهایی باید صبر کنم و آن وقت این موضوع ساده را صبر می انگارم.

منت نمیگذارم برای این صبرهای لحظه ای!خود بهتر ضعف مرا میدانی.

میدانی که چقدر می ترسم.از لحظه های سخت.از لحظه هایی که تو را در آن ها گم کنم.از لحظه هایی که صبر حضرت زینب را که مدام ذکر میگفتم یادم برود.یادم برود ما رایت الا جمیلا..یادم برود تمام این تمرین های دلهره آور را برای چه میکردم...یادم برود که باید تو را اول همه زندگیم بگذارم!و از روی داشته هایی که به من دادیشان بگذرم..

گاهی یادم می رود ...

می دانم که همه این دلپریشانی های من را شنیده ای

می دانم که قبل از گفتنشان و فکر کردنشان ،خوانده ایشان!

می شنوی همه آن چه در قلبم طوفان به پا کره و می کند!

کمکم کن ای مهربان!

تویی که شنوایی و دانا!

 


+ نوشته شده در پنج شنبه 94/8/28 ساعت 2:26 عصر توسط راحیل نظر


حرف های دفتری

گاهی یک دفتر داری ...هر از چند گاهی دلت حرف هایش انباشته می شود ...می آیی کمی مینویسی برای دفتری که فقط به چشمانت خیره خیره نگاه می کند...و بهتر از همه تو را درک میکند...با ثبت و به رخ کشیدن ِ حرف های ِ نا گفته تو...

گاهی امتحان کرده ای و کمی از این حرف ها را با دیگران گفته ای.

خب بی فکری دیگر...آخرش میزنند توی سرت که چرا نا امیدی...چرا گیر میدهی!

نه !نه نا امیدم!نه گیر داده ام!

فقط دلم هوس کرده یک استکان چای بنوشد.

آن هم با امام عصرش

آن هم در آرامش دنیا

خسته ام!

از همه دنیای بی امام عصر

از همه دنیایی

که نمیتوان حتی با امام عصرت یک استکان چای بنوشی!

 

پ.ن:بوی عطر چای دارچین می آید...


+ نوشته شده در یکشنبه 94/8/24 ساعت 7:58 عصر توسط راحیل نظر


   1   2   3      >